به نسخه ی جدید سایت چهل گیس خوش آمدید ، در صورت مشاهده مشکل، از طریق کلید قرمز رنگ به مدیریت سایت اطلاع بدید

باهوش

16.500 تومان

تمام شد

نویسنده : کیم اسلیتر
مترجم : مژگان کلهر
نوبت چاپ : ۱
قطع : رقعی
انتشارات : افق
شابک : ۹۷۸۶۰۰۳۵۳۳۶۲۲
درباره کتاب : «باهوش» اولین رمان اسلیتر است که در سال ۲۰۱۵ برنده جوایز لیدز و سنت هلن و در سال ۲۰۱۶ هم برنده جایزه بریلینت شد. در داستان این رمان، قتلی اتفاق افتاده و جسد نوجوانی داخل آب افتاده است. پلیس جسد را کشف می کند اما شرایط طوری است که گویی کشته شدن این نوجوان برای کسی مهم نیست…این رمان در ۴۰ فصل نوشته شده است.
در قسمتی از آن می خوانیم: ساعتم را از جیبم درآوردم. ۶:۴۰ بعد از ظهر بود. یک ساعت و پنجاه و شش دقیقه مانده بود تا کار مامان تمام شود.
من تمام جزئیاتی را که جین در مورد مرد مرموز گفته بود توی دفترم یادداشت کردم.
دوباره به طراحی ام نگاه کردم. اگر مردی از نزدیکی ام رد می شد خوب نگاهش می کردم تا ببینم صورتش شبیه او هست یا نه. حالا دیگر هوا تاریک شده بود، برای همین رفتم روی نیمکت دیگری نشستم که زیر چراغ برق بود.
الان همان زمانی بود که معمولا می رفتم خانه و می چپیدم توی اتاقم.
شکمم قار و قور می کرد و چیزی برای خوردن نداشتم. هیچ پولی توی جیبم نداشتم و قلکم هم تقریبا خالی بود.
فکر کردم زندگی در پرورشگاه ممکن است چه جوری باشد؟ حتم داشتم در پرورشگاه غذا به اندازه کافی نبود و یک عالمه پسر مثل رایان آنجا بودند که می خواستند بهم مشت و لگذ بزنند و هیچ جای امنی نبود تا بتوانم دفتر یادداشت و طراحی ام را قایم کنم. نامه و عکس مارتین برانت هم تکه تکه می شد و سر از توالت در می آورد.
تمام بدنم سنگین و کرخت شد. حس کردم حتی اگر پسرهای بزرگ تر هم بیایند و کتکم بزنند، برایم اهمیتی ندارد. وقتی به سن نوجوانی می رسی، هورمون هایت همه چیز را در مغزت عوض می کنند.

 

سنجش

16.500 تومان

شرح

باهوش

«باهوش» اولین رمان اسلیتر است که در سال ۲۰۱۵ برنده جوایز لیدز و سنت هلن و در سال ۲۰۱۶ هم برنده جایزه بریلینت شد. در داستان این رمان، قتلی اتفاق افتاده و جسد نوجوانی داخل آب افتاده است. پلیس جسد را کشف می کند اما شرایط طوری است که گویی کشته شدن این نوجوان برای کسی مهم نیست…

این رمان در ۴۰ فصل نوشته شده است. در قسمتی از آن می خوانیم:

ساعتم را از جیبم درآوردم. ۶:۴۰ بعد از ظهر بود. یک ساعت و پنجاه و شش دقیقه مانده بود تا کار مامان تمام شود.

من تمام جزئیاتی را که جین در مورد مرد مرموز گفته بود توی دفترم یادداشت کردم.

دوباره به طراحی ام نگاه کردم. اگر مردی از نزدیکی ام رد می شد خوب نگاهش می کردم تا ببینم صورتش شبیه او هست یا نه. حالا دیگر هوا تاریک شده بود، برای همین رفتم روی نیمکت دیگری نشستم که زیر چراغ برق بود.

الان همان زمانی بود که معمولا می رفتم خانه و می چپیدم توی اتاقم.

شکمم قار و قور می کرد و چیزی برای خوردن نداشتم. هیچ پولی توی جیبم نداشتم و قلکم هم تقریبا خالی بود.

فکر کردم زندگی در پرورشگاه ممکن است چه جوری باشد؟ حتم داشتم در پرورشگاه غذا به اندازه کافی نبود و یک عالمه پسر مثل رایان آنجا بودند که می خواستند بهم مشت و لگذ بزنند و هیچ جای امنی نبود تا بتوانم دفتر یادداشت و طراحی ام را قایم کنم. نامه و عکس مارتین برانت هم تکه تکه می شد و سر از توالت در می آورد.

تمام بدنم سنگین و کرخت شد. حس کردم حتی اگر پسرهای بزرگ تر هم بیایند و کتکم بزنند، برایم اهمیتی ندارد. وقتی به سن نوجوانی می رسی، هورمون هایت همه چیز را در مغزت عوض می کنند.

نظرات (0)

بررسی خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی

هنوز نقد و بررسی ثبت نشده است.

فروشگاه بر اساس بخش ها

باهوش

باهوش

16.500 تومان