نامزدی آقای ایر

15.000 تومان

5 عدد در انبار

نویسنده : ژرژ سیمون
مترجم : عاطفه حبیبی
نوبت چاپ : ۱
قطع : رقعی
تعداد صفحات : ۱۶۷
انتشارات : چترنگ
شابک : ۹۷۸۶۰۰۸۰۶۶۳۰۹
درباره کتاب : کتاب «نامزدی آقای ایر»‌ نوشته‌ی «ژرژ سیمنون» را «عاطفه حبیبی» به فارسی برگردانده است. ژرژ سیمنون، نویسنده‌ی نام‌آشنای داستان‌های پلیسی قرن بیستم است. او بیشتر با رمان‌ها و داستان کوتاهی که «کمیسر مگره» قهرمان آن‌هاست به شهرت رسید. سیمنون در رمان‌هایش ترس‌ها، عقده‌های روانی، گرایش‌های ذهنی و وابستگی‌های روحی انسان‌ها را توصیف می‌کند که نهان در وجودشان است و گاه با اتفاقی غیرمنتظره، به بروز خشونت و جنایت می‌انجامد. ویلیام فاکنر، نویسنده‌ی تاثیرگذار آمریکایی، درباره‌ی سیمنون می‌گوید: «خواندن آثارش را دوست دارم. او مرا به یاد چخوف می‌اندازد.» در پشت جلد کتاب نامزدی آقای ایر می‌خوانیم:‌ «دو بازرس به هم نزدیک شدند تا مانع فرار آقای ایر شوند. آن‌ها هم مثل آقای ایر گردن می‌کشیدند تا انتهای سکو را ببینند. کنجکاو بودند بدانند چه کسی قرار است بیاید. هیچ‌کس نیامد. قطار سوتی کشید. یکی از کارکنان می‌دوید و درهای قطار را می‌بست. آقای ایر هنوز امیدوار بود. دردی که در تمام تنش بود، عصبی‌اش کرده بود. همیشه لحظه‌ی رفتن را همین‌طور تصور کرده بود. همیشه فکر می‌کرد که آلیس درست در لحظه‌های آخر در ایستگاه می‌دود و او باید کمکش کند تا در لحظه‌ای که قطار شروع به حرکت می‌کند، بپرد روی پله‌های قطار. پا به زمین می‌کوبید، ابروهایش را در هم کشیده بود و لبخند می‌زد، درحالی‌که اشک بی‌قراری در چشمانش حلقه زده بود.» 


15.000 تومان

شرح

نامزدی آقای ایر

کتاب «نامزدی آقای ایر»‌ نوشته‌ی «ژرژ سیمنون» را «عاطفه حبیبی» به فارسی برگردانده است. ژرژ سیمنون، نویسنده‌ی نام‌آشنای داستان‌های پلیسی قرن بیستم است. او بیشتر با رمان‌ها و داستان کوتاهی که «کمیسر مگره» قهرمان آن‌هاست به شهرت رسید. سیمنون در رمان‌هایش ترس‌ها، عقده‌های روانی، گرایش‌های ذهنی و وابستگی‌های روحی انسان‌ها را توصیف می‌کند که نهان در وجودشان است و گاه با اتفاقی غیرمنتظره، به بروز خشونت و جنایت می‌انجامد. ویلیام فاکنر، نویسنده‌ی تاثیرگذار آمریکایی، درباره‌ی سیمنون می‌گوید: «خواندن آثارش را دوست دارم. او مرا به یاد چخوف می‌اندازد.» در پشت جلد کتاب نامزدی آقای ایر می‌خوانیم:‌ «دو بازرس به هم نزدیک شدند تا مانع فرار آقای ایر شوند.

آن‌ها هم مثل آقای ایر گردن می‌کشیدند تا انتهای سکو را ببینند. کنجکاو بودند بدانند چه کسی قرار است بیاید. هیچ‌کس نیامد. قطار سوتی کشید. یکی از کارکنان می‌دوید و درهای قطار را می‌بست. آقای ایر هنوز امیدوار بود. دردی که در تمام تنش بود، عصبی‌اش کرده بود. همیشه لحظه‌ی رفتن را همین‌طور تصور کرده بود. همیشه فکر می‌کرد که آلیس درست در لحظه‌های آخر در ایستگاه می‌دود و او باید کمکش کند تا در لحظه‌ای که قطار شروع به حرکت می‌کند، بپرد روی پله‌های قطار. پا به زمین می‌کوبید، ابروهایش را در هم کشیده بود و لبخند می‌زد، درحالی‌که اشک بی‌قراری در چشمانش حلقه زده بود.»

مشخصات

توضیحات تکمیلی

وزن 0.2 kg

نظرات (0)

اولین نفری باشید که دیدگاهی را برای “نامزدی آقای ایر” ارسال می کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نقد و بررسی

هنوز نقد و بررسی ثبت نشده است.

منو اصلی

نامزدی آقای ایر

نامزدی آقای ایر