فصل بارانی

38.000 تومان

10 عدد در انبار

نویسنده : گراهام گرین

مترجم : یدالله آقاعباسی

نوبت چاپ : ۱

قطع : رقعی

تعداد صفحات : ۲۴۸

انتشارات : نشر نون

شابک : ۹۷۸۶۰۰۷۱۴۱۶۰۱

درباره کتاب«فصل بارانی» نوشته گراهام گرین(۱۹۹۱-۱۹۰۴)، نویسنده انگلیسی است. داستان این رمان پیرامون یک شخصیت معروف آمریکایی‌ست که از شُهرت فرارکرده و به صورت گمنام به مرکز نگهداری بیماران در آفریقا می‌رود.برخی منتقدان گرین را با کوئری (شخصیت اول این رمان) -‌که نامش معماگونه و پرسشی است- همذات می‌دانند. او نیز از تبلیغات و مقام و منزلت گریزان بود. به سفرهای نامتعارف می‌رفت و سودازده بود.
قسمتی از کتاب : «رئیس دیر، با ادبی از سکه افتاده، سیگارش را به زمین انداخت. خانم رایکر تا وقتی که او با حواس پرتی سیگار دیگری را آتش زد، ننشست. میز او پر بود از فهرست‌ها و صورت‌حساب‌هایی که همیشه مشغول محاسبه آن‌ها بود و همیشه هم جواب‌های متفاوتی درمی‌آمد. ریاضیدان خوبی نبود، همیشه برای ضرب از جمع و برای تقسیم‌های طولانی از تفریق استفاده می‌کرد. روی یک آگهی عکسی از یک وان کوچک مخصوص شستن پایین‌تنه بود که او با نوعی پاشویی جدید اشتباه گرفته بود. وقتی خانم رایکر آمده بود، او داشت حساب می‌کرد که آیا می‌تواند سه دوجین از آن‌را برای جذامخانه بخرد یا نه؛ این تنها چیزی بود که می‌شد با آن پای جذامی را شست.اوه، خانم رایکر، اصلاً انتظار دیدنتون رو نداشتم. آیا شوهرتونم…»نه.»تنهایی خیلی راه اومدین.»تا پرینز تنها نبودم. شب رو اونجا موندم. شوهرم دو تا بشکه روغن داد براتون بیارم.»چه‌قدر لطف کرده.»نه، من نگرانم که خیلی کاری برای جذامخانه نمی‌کنیم.»به‌نظر رئیس رسید که می‌شود از خانواده رایکر خواست که خرید چند پاشویی جدید را تقبل کنند، اما نمی‌دانست که استطاعت آن‌ها در چه حدی است. از نظر آدمی که پول ندارد، هر کسی که پول داشته باشد، ثروتمند است. آیا باید از آن‌ها می‌خواست که فقط یک پاشویی بخرند یا هر سه دوجین را؟ عکس‌ها را با احتیاط به‌طرف خانم رایکر برگرداند، انگار که دارد با کاغذها ور می‌رود. این‌طوری اگر صحبتش می‌شد، راحت‌تر می‌توانست توضیح بدهد. که مثلاً «چه پاشویه جدید جالبی.» و او می‌توانست بگوید…اما زن با عوض کردن موضوع او را دست پاچه کرد. «طرح کلیسای جدید در چه حاله، پدر؟»


38.000 تومان

شرح

فصل بارانی

«فصل بارانی» نوشته گراهام گرین(۱۹۹۱-۱۹۰۴)، نویسنده انگلیسی است. داستان این رمان پیرامون یک شخصیت معروف آمریکایی‌ست که از شُهرت فرارکرده و به صورت گمنام به مرکز نگهداری بیماران در آفریقا می‌رود.برخی منتقدان گرین را با کوئری (شخصیت اول این رمان) -‌که نامش معماگونه و پرسشی است- همذات می‌دانند. او نیز از تبلیغات و مقام و منزلت گریزان بود. به سفرهای نامتعارف می‌رفت و سودازده بود.

قسمتی از کتاب : «رئیس دیر، با ادبی از سکه افتاده، سیگارش را به زمین انداخت. خانم رایکر تا وقتی که او با حواس پرتی سیگار دیگری را آتش زد، ننشست. میز او پر بود از فهرست‌ها و صورت‌حساب‌هایی که همیشه مشغول محاسبه آن‌ها بود و همیشه هم جواب‌های متفاوتی درمی‌آمد. ریاضیدان خوبی نبود، همیشه برای ضرب از جمع و برای تقسیم‌های طولانی از تفریق استفاده می‌کرد. روی یک آگهی عکسی از یک وان کوچک مخصوص شستن پایین‌تنه بود که او با نوعی پاشویی جدید اشتباه گرفته بود. وقتی خانم رایکر آمده بود، او داشت حساب می‌کرد که آیا می‌تواند سه دوجین از آن‌را برای جذامخانه بخرد یا نه؛ این تنها چیزی بود که می‌شد با آن پای جذامی را شست.اوه، خانم رایکر، اصلاً انتظار دیدنتون رو نداشتم. آیا شوهرتونم…»نه.»تنهایی خیلی راه اومدین.»تا پرینز تنها نبودم. شب رو اونجا موندم. شوهرم دو تا بشکه روغن داد براتون بیارم.»چه‌قدر لطف کرده.»نه، من نگرانم که خیلی کاری برای جذامخانه نمی‌کنیم.»به‌نظر رئیس رسید که می‌شود از خانواده رایکر خواست که خرید چند پاشویی جدید را تقبل کنند، اما نمی‌دانست که استطاعت آن‌ها در چه حدی است. از نظر آدمی که پول ندارد، هر کسی که پول داشته باشد، ثروتمند است. آیا باید از آن‌ها می‌خواست که فقط یک پاشویی بخرند یا هر سه دوجین را؟ عکس‌ها را با احتیاط به‌طرف خانم رایکر برگرداند، انگار که دارد با کاغذها ور می‌رود. این‌طوری اگر صحبتش می‌شد، راحت‌تر می‌توانست توضیح بدهد. که مثلاً «چه پاشویه جدید جالبی.» و او می‌توانست بگوید…اما زن با عوض کردن موضوع او را دست پاچه کرد. «طرح کلیسای جدید در چه حاله، پدر؟»

نظرات (0)

اولین نفری باشید که دیدگاهی را برای “فصل بارانی” ارسال می کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نقد و بررسی

هنوز نقد و بررسی ثبت نشده است.

منو اصلی

فصل بارانی

فصل بارانی